من رفتني هستم... دگر ياري نداري
مظلوم با مظلومه ات کاري نداري؟
تا رفع زحمت کردنم چيزي نمانده
ديگر در اين بستر تو بيماري نداري
مثل جنين زانو بغل کردن ندارد
خانه نشين! ديگر طرفداري نداري
با چاه دردت را بگو عيبي ندارد...
وقتي که غم داري و غمخواري نداري
وقتي که دفنم مي کني آقا! بميرم
تاريک تر از آن شب تاري نداري
مردم اگر از تو سراغم را گرفتند
از قبر من آقا خبر داري نداري!!
ديگر خداحافظ! حلالم کن علي جان
جان تو جان بچه ها... کاري نداري...؟!
معماری