خوانش هرمنوتیکی و دیالکتیکی فارابی از منون و گورگیاس
نویسندگان
در بستر فلسفه تطبیقی و بینا فرهنگی نوع مواجه یک فیلسوف با فیلسوف دیگر مساله بسیار مبنایی است. با توجه به این نکته مواجه خاص فارابی دو همپرسه افلاطون به نام منون و گورگیاس بررسی می شود. مواجه او در قالب اصطلاح و عنوان خوانش دیالکتیکی و هرمنوتیکی قابل طرح است. در این عبارت هرمنوتیکی اشاره به آن دارد که بین فارابی و متون منون و گورگیاس و نیز در درون این دو متن سطوح, لایه ها و واسطه های متعدد و متفاوتی وجود دارد؛ دیالکتیکی بدین معنا است که خوانش وی به صورت سوال و جوابهای مفید و مختصر است و در نهایت, خوانش یعنی ساختن معنا با عنایت به متن و زمینه.ویژگیهای خوانش هرمنوتیکی و دیالکتیکی فارابی از منون و گورگیاس عبارت است از: وی این دو همپرسه را بر اساس مضمون یا موضوع آنها بمثابه دو بخش یا سطح در کل فلسفه افلاطون خلاصه می کند, از این رو برای فهم این دو همپرسه باید آنها را در بستری وسیعتر قرار داد که در آن این دو با کل و نیز همپرسه های قبل و بعد از خود ارتباط دارند. علاوه بر آن, گورگیاس در ارتباط با یا در مجموعه ای از همپرسه ها قرار دارد که در مجموع شبکه ای را در پیوند با منون برقرار می سازند. بر اساس روایت فارابی فلسفه افلاطون با پژوهش در باب کمال انسان به عنوان اولین سطح در همپرسه الکیبیادس اول شروع می شود. برای این کمال به شناخت نیاز است که همپرسه تئاتتوس به صورت مضمونی به این سطح دوم می پردازد. وی پس از آن متوجه پژوهش در باب سعادت در همپرسه فیلبوس و چگونگی شناخت آن در پروتاگوراس می شود. همچنین, افلاطون در خصوص کیفیت و چگونگی کسب این دانش خاص در همپرسه منون به جستجو می پردازد. بنا به گفته فارابی در منون (به معنای ثابت) به عنوان سطح پنجم فلسفه افلاطون وی به دنبال این مهم است که آیا کسب این دانش میسر می باشد و در صورت مثبت بودن با چه روشی این کار باید انجام شود. در این راستا, افلاطون مورد روایت فارابی این چنین شناختی را از طریق صناعت/ تخنه ممکن می داند. از این رو قدم بعد جستجو و یافتن این قبیل صناعات معروف در میان شهروندان شهرهای مختلف است. بنا به گفته فارابی صناعات مذکور برای افلاطون شش تا است که با قیاس کلامی در همپرسه اوتیفرون شروع و با مقوله زبان, شعر, خطابه, سفسطه ادامه یافته و به صنعت دیالکتیک در همپرسه پارمندیس پایان می پذیرد. بنا بر روایت فارابی گورگیاس (به معنای خدمت) پس از همپرسه ایوان در باب شعر و قبل از سوفیست درباره سفسطه قرار دارد. در این متن افلاطون در پی این دو مساله است که آیا این صنعت به ما شناخت یا صرفا روش داده و چه میزان از این صنعت شناخت است.
معماری